محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

125

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

امام عليه السلام فرمود : يا أبا عبد الرحمن ! مگر خوارى دنيا نزد خداى سبحانه ندانى ؟ سر يحيى نبي را به نزد زانيه‌اى از بني إسرائيل به هديت بردند وخود بنو إسرائيل به هر روز هفتاد تن از پيمبران مىكشتند ودر بازارها مىنشستند وبه دادوستد بودند . وچنان بود كه گويى كارى نكرده‌اند وبا اين همه خداى سبحانه بر عذاب ايشان عجلت نكرد وپس از روزگارى ايشان را بدان چه كرده بودند بگرفت وانتقام خويش از ايشان بستد . اى أبا عبد الرحمن ! از خداى بپرهيز ونصرت من فرو مگذار . « 1 » مگر « 2 » به عرض امام رسيد كه تنى چند به فرمان يزيد هم در حرم ، پنهان قصد أو دارند ومترصّد وقت ومنتهز « 3 » فرصتند . نخواست كه در آن خاك پاك چنين محظور افتد « 4 » وحرمت حرم ضايع ماند . به روز ترويه - هشتم ذي الحجّه - كه روز قتل مسلم بن عقيل به كوفه بود ، جانب عراق شد « 5 » وپيش از بيرون شدن در ميان جمع بايستاد وخطبه كرد وگفت : « الحمد للّه ما شاء اللّه ولا حول ولا قوّة الّا باللّه وصلّى اللّه على رسوله خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة وما اولهنى إلى اسلافى اشتياق يعقوب إلى يوسف وحيّز لي مصرع انا الاقيه كأنّى باوصالى يتقطّعها عسلان « 6 » الفلوات بين النّواويس « 7 » وكربلاء فيملأن منّى أكراشا « 8 » جوفا وأجربة « 9 » سغبا

--> ( 1 ) . أبا عبد الرحمن كنيهء عبد اللّه بن عمر است . ر . ك : بحار الأنوار ج 44 / 364 . ( 2 ) . همانا ( قيد تأكيد ) ( 3 ) . انتهار : فرصت دست دادن ، وقت جستن ( 4 ) . امر ناشايست ونابايست اتفاق افتد . ( 5 ) . در اين روز حضرت حج تمتّع خود را تبديل به حج عمره كرد . زيرا احتمال آن رفت كه وى را دستگير كنند يا به قتل برسانند وحضرت براي شكسته نشدن حرمت حرم ، در روز هشتم راهى عراق شد . ( 6 ) . جمع عاسل : گرگى كه در دويدن مىلرزد . ( 7 ) . جمع ناووس : مقبرهء مسيحيان در نزديكى سرزمين نينوا بوده است . ( 8 ) . جمع كرش : شكم بزرگ ( 9 ) . جمع جراب : انبان